فعل
با نگاهی خشمگین خیره شدن؛ با فلش عکس گرفتن
معانی و تعاریف anblitzen:
- چراغ زدن به کسی/چیزی (مثلاً با نور بالا).
- با عصبانیت یا تندی به کسی نگاه کردن، چشم غره رفتن.
جملات نمونه برای anblitzen:
Sie ''blitzte'' ihn zornig ''an.''
او با نگاهی خشمگین به او خیره شد.
„Es gibt Fotos von ihm, da sieht er aus wie ein Weißer – wenn er ''angeblitzt wird'' zum Beispiel.“
عکسهایی از او وجود دارد که وقتی با فلش عکس گرفته میشود، شبیه یک سفیدپوست به نظر میرسد.
Der Autofahrer hat mich angeblitzt.
راننده ماشین به من چراغ زد.