anbräunen

Aussprache: /ˈanˌbʁɔɪ̯nən/
Worttrennung: an·bräu·nen
فعل

کمی برشته کردن/کمی قهوه‌ای کردن (غذا)

Beispiele

  • Poulardenkeulen salzen und in der Butter leicht ''anbräunen.ران مرغ را نمک بزنید و در کره کمی برشته کنید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را کمی قهوه‌ای کردن، تفت دادن تا کمی رنگ بگیرد (معمولاً در آشپزی).

  • Bräunen Sie die Zwiebeln in etwas Öl leicht an, bevor Sie das Fleisch hinzufügen.پیازها را در کمی روغن به آرامی تفت دهید تا کمی قهوه‌ای شوند، قبل از اینکه گوشت را اضافه کنید.
  • Die Köchin ließ das Gemüse nur kurz anbräunen, um es knackig zu halten.آشپز سبزیجات را فقط کمی تفت داد تا ترد بمانند.