anbrechen
آغاز شدن، شروع شدن، باز کردن (برای مصرف)
Beispiele
- Der Tag ''brach an''.روز آغاز شد.
- [Jesu Auferstehung:] „Als aber der Sabbat vorüber war und der erste Tag der Woche ''anbrach,'' kamen Maria Magdalena und die andere Maria, um nach dem Grab zu sehen.اما چون روز سبت به پایان رسید و روز اول هفته آغاز گشت، مریم مجدلەی و آن مریم دیگر آمدند تا قبر را ببینند.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
شروع شدن (روز، عصر، دوره جدید) (لازم)
- Der Morgen bricht an, die Vögel singen.صبح آغاز میشود، پرندگان میخوانند.
- Eine neue Ära ist angebrochen.دوران جدیدی آغاز شده است.
2
Akkusativ
چیزی را برای اولین بار باز کردن یا شروع به استفاده از آن کردن (متعدی)
- Wir haben eine neue Packung Kaffee angebrochen.ما یک بسته قهوه جدید را باز کردیم.
- Sie hat die Flasche Wein angebrochen.او بطری شراب را باز کرد.