فعل
ضربه زدن (با صدا)، تصادف کردن (با ماشین)، سکس کردن (عامیانه)
معانی و تعاریف anbumsen:
- به کسی یا چیزی برخورد کردن، تنه زدن (معمولاً ناخواسته یا با کمی خشونت)
جملات نمونه برای anbumsen:
„Mama ''hatte'' beim Ausfahren aus der Garage den Wagen hinten links ein wenig ''angebumst.''“
مادر هنگام بیرون آمدن از پارکینگ، کمی به عقب ماشین ضربه زد.
Er hat mich aus Versehen angebumst.
او سهواً به من تنه زد.
Pass auf, dass du das Auto nicht anbumst!
مواظب باش که به ماشین نزنی!