andächtig

Aussprache: /ˌantˈdɛçtɪç/
Worttrennung: an·däch·tig
صفت

با خشوع، با وقار، با حالتی روحانی

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده یا همراه با احساسات عمیق مذهبی، احترام، یا تفکر آرام و متمرکز.

  • Die Gemeinde hörte andächtig der Predigt zu.مردم با خشوع به موعظه گوش دادند.
  • Sie betete in andächtiger Stille.او در سکوتی با وقار دعا کرد.
  • Der Chor sang ein andächtiges Lied.گروه کر آهنگی روحانی خواند.