صفت
مداوم، پیوسته، همیشگی (صفت) / همواره، مدام (قید)
جملات نمونه برای andauernd:
Euer ''andauerndes'' Gemecker über das Essen mag ich nicht mehr hören.
دیگر نمیخواهم غرغرهای «مداوم» شما را درباره غذا بشنوم.
Wie schön, dass ''andauernd'' die Sonne scheint.
چه خوب که خورشید «همواره» میدرخشد.
''Andauernd'' kommt er mit den gleichen alten Geschichten daher.
او «مدام» با همان داستانهای قدیمی میآید.