anders
متفاوت، جور دیگر، طور دیگری
Beispiele
- Unser Kind ist irgendwie ''anders.فرزند ما به نوعی «متفاوت» است.
- Es verhält sich nicht so, sondern ''anders.اوضاع اینطور نیست، بلکه «جور دیگری» است.
- Ich will/werde es ''anders'' ausdrücken.من میخواهم/خواهم خواست آن را «به شکل دیگری» بیان کنم.
- Du bist ''anders'' als ich.تو با من «متفاوت» هستی.