قید
به نحو دیگر، از راه دیگر، در جای دیگر
جملات نمونه برای anderweit:
Deine Hilfe beim Tapezieren, die du mir angeboten hattest, könnte ich jetzt ''anderweit'' gebrauchen.
کمک تو در کاغذ دیواری کردن که پیشنهاد کرده بودی را اکنون میتوانم «به نحو دیگری» استفاده کنم.
Zwar ist Brunhilde zur Wiedergutmachung nicht mit Ernestine ins Kino gegangen, aber sie hat sie ''anderweit'' für die zerstörte Vase entschädigt.
اگرچه برونهیلده برای جبران خسارت با ارنستین به سینما نرفت، اما او را به «طریق دیگری» برای گلدان شکسته جبران کرد.
„Sie können ihre Stärken ''anderweit'' ausbilden und herausstellen.“
«شما میتوانید نقاط قوت خود را در «زمینهای دیگر» پرورش دهید و برجسته کنید.»