andicken
غلیظ کردن، قوام آوردن (غذا)
Beispiele
- Die Gemüsebrühe kannst du dann mit Mehlschwitze ''andicken;'' für die rote Grütze würde ich Sago verwenden.آب سبزیجات را میتوانی با آرد تفتداده غلیظ کنی؛ برای پودینگ قرمز از ساگو استفاده میکنم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک مایع، مثلاً سس یا سوپ، را با افزودن مواد غلیظ کننده یا جوشاندن، غلیظتر کردن
- Man kann die Soße mit etwas Speisestärke andicken.میتوان سس را با کمی نشاسته ذرت غلیظ کرد.
- Sie hat die Suppe zu stark angedickt.او سوپ را بیش از حد غلیظ کرد.