andicken

Aussprache: /ˈanˌdɪkn̩/
Wortzerlegung: an·di·cken
فعل

غلیظ کردن، قوام آوردن (غذا)

Beispiele

  • Die Gemüsebrühe kannst du dann mit Mehlschwitze ''andicken;'' für die rote Grütze würde ich Sago verwenden.آب سبزیجات را می‌توانی با آرد تفت‌داده غلیظ کنی؛ برای پودینگ قرمز از ساگو استفاده می‌کنم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک مایع، مثلاً سس یا سوپ، را با افزودن مواد غلیظ کننده یا جوشاندن، غلیظ‌تر کردن

  • Man kann die Soße mit etwas Speisestärke andicken.می‌توان سس را با کمی نشاسته ذرت غلیظ کرد.
  • Sie hat die Suppe zu stark angedickt.او سوپ را بیش از حد غلیظ کرد.