andrücken
فشار دادن و چسباندن، روشن کردن (چراغ - محاورهای)
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ an + Akkusativ)
چیزی را به سطحی فشار دادن تا بچسبد یا تثبیت شود (مثل تمبر یا خاک گیاه)
- Drück die Briefmarke gut an, damit sie hält!تمبر را خوب فشار بده تا بچسبد!
- Nach dem Pflanzen sollte man die Erde leicht andrücken.پس از کاشت باید خاک را کمی فشار داد.
2
Akkusativ / sich (+ an + Akkusativ)
گوشی تلفن را برای بهتر شنیدن به گوش چسباندن یا خود را به کسی چسباندن
- Sie drückte das Handy fest ans Ohr.او گوشی را محکم به گوشش چسباند.
- Das Kind drückte sich fest an seinen Vater an.کودک محکم خودش را به پدرش چسباند.
3
Akkusativ
(عاميانه) دکمه کلید برق را زدن و چراغ را روشن/خاموش کردن
- Wer hat denn jetzt das Licht angedrückt?چه کسی الان چراغ را روشن کرده است؟
- Drück mal bitte den Schalter an!لطفاً کلید را بزن!