andrücken

Aussprache: /ˈanˌdrʏkn̩/
Wortzerlegung: an·drü·cken
فعل

فشار دادن و چسباندن، روشن کردن (چراغ - محاوره‌ای)

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ an + Akkusativ)

چیزی را به سطحی فشار دادن تا بچسبد یا تثبیت شود (مثل تمبر یا خاک گیاه)

  • Drück die Briefmarke gut an, damit sie hält!تمبر را خوب فشار بده تا بچسبد!
  • Nach dem Pflanzen sollte man die Erde leicht andrücken.پس از کاشت باید خاک را کمی فشار داد.
2 Akkusativ / sich (+ an + Akkusativ)

گوشی تلفن را برای بهتر شنیدن به گوش چسباندن یا خود را به کسی چسباندن

  • Sie drückte das Handy fest ans Ohr.او گوشی را محکم به گوشش چسباند.
  • Das Kind drückte sich fest an seinen Vater an.کودک محکم خودش را به پدرش چسباند.
3 Akkusativ

(عاميانه) دکمه کلید برق را زدن و چراغ را روشن/خاموش کردن

  • Wer hat denn jetzt das Licht angedrückt?چه کسی الان چراغ را روشن کرده است؟
  • Drück mal bitte den Schalter an!لطفاً کلید را بزن!