anerbieten
پیشنهاد کردن، داوطلب شدن
Beispiele
- Der Kaplan ''anerbot sich,'' mich zum Dorfschreiner zu bringen, welcher der einfachen Arbeit ohne Zweifel gewachsen sei.کشیش پیشنهاد داد که مرا به نجار دهکده برساند، که بدون شک از عهده کار ساده برمیآمد.
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)
چیزی را (اغلب کمک یا خدمات) به صورت رسمی یا مودبانه پیشنهاد کردن
- Er erbot ihr seine Dienste an.او خدمات خود را به او پیشنهاد کرد.
- Ich möchte Ihnen meine aufrichtige Entschuldigung anerbieten.مایلم عذرخواهی صمیمانه خود را به شما تقدیم کنم.
2
sich
داوطلب شدن، خود را برای کاری پیشنهاد کردن (به صورت انعکاسی و رسمی)
- Sie erbot sich an, die Aufgabe zu übernehmen.او داوطلب شد که مسئولیت را بر عهده بگیرد.
- Der Ritter erbot sich an, die Prinzessin zu beschützen.شوالیه داوطلب شد که از شاهزاده خانم محافظت کند.