فعل
چاق شدن (از طریق خوردن زیاد)، شکم آوردن
معانی و تعاریف anessen:
- شروع به خوردن کردن، گاز زدن به چیزی (معمولاً بدون تمام کردن آن یا فقط برای چشیدن)
- (بازتابی) sich an etwas anessen: از خوردن چیزی سیر شدن یا خسته شدن (آنقدر خوردن که دیگر میل نباشد)
جملات نمونه برای anessen:
Im Laufe der Jahre ''hat'' er ''sich'' einen „Rettungsring“ ''angegessen.''
او در طول سالها شکم آورده است.
Heute haben wir unsere Oma besucht und konnten ''uns'' mal wieder richtig ''anessen.''
امروز به دیدن مادربزرگمان رفتیم و توانستیم حسابی شکم دربیاوریم.
Er hat den Apfel nur angegessen und dann liegen gelassen.
او فقط یک گاز به سیب زد و بعد آن را رها کرد.