فعل
حمله کردن، هجوم آوردن؛ (به وجود) آمدن، تولید شدن، پیش آمدن
معانی و تعاریف anfallen:
- (کسی یا چیزی را) مورد حمله قرار دادن، هجوم آوردن.
- (هزینهها، زباله و غیره) به وجود آمدن، ایجاد شدن، متحمل شدن.
جملات نمونه برای anfallen:
Der Hund riss sich los und ''fiel'' einen Passanten ''an.''
سگ خود را رها کرد و به یک عابر ''حمله کرد.''
Im Nationalpark hat eine Bärenmutter zwei Besucher ''angefallen,'' weil sie ihr Junges bedroht sah.
در پارک ملی، یک خرس مادر به دو بازدیدکننده ''حمله کرده بود،'' زیرا فرزندش را در خطر دید.
Bei der Energiegewinnung aus fossilen Brennstoffen ''fällt'' Kohlenstoffdioxid ''an.''
در تولید انرژی از سوختهای فسیلی، دیاکسید کربن ''تولید میشود.''