anfangen
شروع کردن، آغاز کردن، سر و کار داشتن (با چیزی)
Bedeutungen
1
Intransitiv / Akkusativ / mit + Dativ
کاری، رویدادی یا فعالیتی را آغاز کردن یا شروع شدن
- Wann fängt der Film im Kino an?فیلم در سینما کی شروع میشود؟
- Ich fange nächste Woche mit dem Deutschkurs an.من هفته آینده کلاس آلمانی را شروع میکنم.
2
zu + Infinitiv
شروع به انجام کاری کردن (همراه با مصدر با zu)
- Plötzlich fing es an zu regnen.ناگهان باران شروع به باریدن کرد.
- Sie hat vor zwei Jahren angefangen, Klavier zu spielen.او دو سال پیش شروع به نواختن پیانو کرده است.
3
etwas / nichts + mit + Dativ + anfangen können
استفاده کردن از چیزی، با کسی سر و کار داشتن یا از عهده چیزی برآمدن (معمولاً در ساختار etwas/nichts mit jemandem/etwas anfangen können)
- Ich kann mit diesem Werkzeug leider nichts anfangen.متأسفانه من نمیتوانم هیچ استفادهای از این ابزار بکنم.
- Was soll ich mit all der freien Zeit anfangen?با این همه وقت آزاد چه کار باید بکنم؟