anfeilen
برای فروش عرضه کردن، چانهزنی کردن (برای فروش)
Beispiele
- Aber stehenbleiben und ihnen das Bild ''anfeilen'' wollte er doch nicht.اما او نمیخواست بایستد و تصویر را برای فروش عرضه کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
شروع به سوهان زدن به چیزی یا سوهان کشیدن روی آن.
- Er muss die Kante noch anfeilen.او هنوز باید لبه را سوهان بزند.
- Sie feilt die Nägel vorsichtig an.او با دقت ناخنها را سوهان میکشد.
2
Akkusativ
چیزی را با سوهان کمی صاف کردن، کم کردن یا تیز کردن.
- Der Schlosser musste das Metallstück anfeilen, damit es passte.قفلساز مجبور شد قطعه فلزی را سوهان بزند تا جا بیفتد.
- Man kann die scharfen Kanten anfeilen.میتوان لبههای تیز را سوهان زد.