anfeinden

Aussprache: /ˈanˌfaɪ̯ndn̩/
Wortzerlegung: an·fein·den
فعل

دشمنی ورزیدن، خصومت کردن، مورد آزار قرار دادن (با کلمات)

Beispiele

  • In der arabischen Welt gibt es kaum Frauen, die Fahrrad fahren, und wenn doch, ''werden'' sie ''angefeindet.در دنیای عرب، به ندرت زنی را می‌بینی که دوچرخه‌سواری کند، و اگر هم بکند، مورد خصومت قرار می‌گیرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden anfeinden)

با کسی دشمنی کردن، نسبت به کسی خصومت ورزیدن، کسی را مورد کینه و عداوت قرار دادن.

  • Er wurde von seinen Kollegen angefeindet.او از طرف همکارانش مورد دشمنی قرار گرفت.
  • Man sollte niemanden wegen seiner Herkunft anfeinden.نباید کسی را به خاطر اصالتش مورد خصومت قرار داد.