فعل
فلنج کردن، با فلنج متصل کردن
معانی و تعاریف anflanschen:
- دو قطعه را با استفاده از فلنج (صفحه اتصال) به هم متصل کردن
جملات نمونه برای anflanschen:
„Jetzt können Sie das Becken bis zu den Scheinwerfern befüllen und die restlichen Einbauteile ''anflanschen''.“
«اکنون میتوانید حوضچه را تا چراغها پر کنید و بقیه قطعات داخلی را فلنج کنید.»
Der Techniker flanschte das Rohr an die Pumpe an.
تکنسین لوله را با فلنج به پمپ متصل کرد.
Man muss die beiden Teile sorgfältig anflanschen.
باید دو قطعه را با دقت با فلنج متصل کرد.