anflattern
با بال زدن سریع نزدیک شدن، پرواز کردن به سمت
Beispiele
- Ein Spatz ''flatterte an'' und machte sich über die Brotkrumen her.یک گنجشک پرواز کرد و به سمت خردههای نان رفت.
Bedeutungen
1
an + Akkusativ / zu + Dativ
با بال زدن به سمت چیزی یا کسی حرکت کردن و نزدیک شدن.
- Ein Schmetterling flatterte an das Fenster an.یک پروانه بالزنان به پنجره نزدیک شد.
- Die Taube flatterte an den Balkon an und landete.کبوتر بالزنان به بالکن نزدیک شد و نشست.