فعل
التماس کردن، به زاری خواستن
معانی و تعاریف anflehen:
- از کسی با اصرار و التماس شدید درخواست کمک یا بخشش کردن
جملات نمونه برای anflehen:
Es ist vergeblich, den Fürsten ''anzuflehen,'' er wird die Bittsteller nicht erhören.
التماس کردن به شاه بیهوده است، او به دادخواهان گوش نخواهد داد.
Sie ''flehte'' ihre Peiniger ''an,'' wenigstens das Kind in Ruhe zu lassen.
او به شکنجهگرانش التماس کرد که حداقل کودک را رها کنند.
Der Mann ''flehte'' den Richter auf Knien ''an,'' seinen Sohn freizulassen.
مرد با زانو زدن به قاضی التماس کرد که پسرش را آزاد کند.