anflennen
با گریه و زاری چیزی را خواستن، التماس کردن
Beispiele
- Sie ''flennt'' ihren Vater seit Wochen um ein neues Handy ''an.او هفتههاست که پدرش را برای یک تلفن همراه جدید با گریه و زاری راضی میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden anflennen)
با صدای بلند و با حالت گله و شکایت گریه کردن، معمولاً به سمت کسی. (غیررسمی و اغلب با بار منفی)
- Hör auf, mich ständig anzuflennen!بس کن، اینقدر جلوی من گریه و زاری نکن!
- Das Kind flennte seine Mutter an, weil es kein Eis bekam.کودک به مادرش گریه و زاری میکرد چون بستنی نگرفته بود.