anfliegen

Aussprache: /ˈanˌfliːɡən/
Wortzerlegung: an·flie·gen
فعل

نزدیک شدن (پرواز)، فرود آمدن، ناگهان دست دادن (احساس)

Bedeutungen

1 Akkusativ

با پرواز به سمت هدف، فرودگاه یا هدفی حرکت کردن جهت نشستن

  • Das Flugzeug fliegt den Flughafen Frankfurt an.هواپیما به سمت فرودگاه فرانکفورت برای فرود حرکت می‌کند.
  • Der Vogel hat den Müllhaufen angeflogen.پرنده به سمت توده آشغال پرواز کرد.
2 Akkusativ

ناگهان و به صورت غیرمنتظره احساسی مانند ترس یا خشم به کسی دست دادن

  • Mich flog plötzlich eine große Angst an.ناگهان ترس شدیدی به من دست داد.
  • Ihn flog eine plötzliche Wut an.خشم ناگهانی به او دست داد.