فعل
با سرعت نزدیک شدن، با شتاب آمدن
معانی و تعاریف anflitzen:
- با سرعت زیاد و ناگهانی به سمت کسی یا چیزی حرکت کردن یا دویدن
جملات نمونه برای anflitzen:
Da ''flitzt'' sie ''an'' auf ihrem neuen Motorrad.
او با موتورسیکلت جدیدش با سرعت به اینجا میآید.
Das Kind flitzte aufgeregt auf seine Mutter an.
کودک با هیجان به سمت مادرش دوید.
Ein Fahrradfahrer flitzte plötzlich von der Seite angeflitzt.
یک دوچرخهسوار ناگهان از کنار با سرعت زیاد آمد.