anflossen
روان شدند/جاری شدند (شکل اول و سوم شخص جمع گذشته)
Bedeutungen
1
jemandem etwas (Dativ, Akkusativ)
به صورت مجازی یا غیرمستقیم چیزی را به کسی القا کردن یا در او ایجاد کردن (مانند ترس، امید، انگیزه)؛ تزریق کردن احساسات یا ایدهها به ذهن فرد.
- Der Redner versuchte, den Zuhörern ein Gefühl der Dringlichkeit anzuflössen.سخنران تلاش کرد تا حس فوریت را به شنوندگان القا کند.
- Manche Propagandisten versuchen, der Bevölkerung Angst anzuflössen, um sie gefügig zu machen.برخی مبلغان سعی میکنند با القای ترس به مردم، آنها را مطیع سازند.