anfrassen

Aussprache: /ˈanˌfrasn̩/
Wortzerlegung: an·fras·sen
Wort

خوردن (توسط حیوانات)، جویدن، پوساندن (توسط حشرات)

Bedeutungen

1 Akkusativ

شروع به خوردن یا تخریب تدریجی یک ماده توسط حیوانات، حشرات یا مواد شیمیایی خورنده؛ همچنین به معنای شروع به خوردن یا آسیب رساندن به چیزی به صورت استعاری.

  • Die Säure begann, das Metall langsam anzufressen und hinterließ Korrosionsspuren.اسید شروع به خوردن تدریجی فلز کرد و آثار خوردگی را بر جای گذاشت.
  • Die Termiten hatten das Holz des alten Hauses von innen angefressen, was zu strukturellen Schäden führte.موریانه‌ها از داخل چوب خانه قدیمی را خورده بودند که منجر به آسیب‌های ساختاری شد.