anfroren
یخ زدند
Bedeutungen
1
Akkusativ (برای چیزی که یخ زده است)
در حالت گذشته یا کامل، وضعیت یخ بستن یا منجمد شدن تدریجی مایعات یا مواد مرطوب در اثر کاهش دما به زیر نقطه انجماد.
- Das Eis auf dem See war bereits an den Rändern angefroren und bildete eine dünne Schicht.یخ روی دریاچه از کنارهها یخ زده بود و لایه نازکی را تشکیل میداد.
- Nach der eisigen Nacht waren die Türgriffe des Autos vollständig angefroren.پس از شب یخبندان، دستگیرههای در ماشین کاملاً یخ زده بودند.
2
Akkusativ (برای کسی که دچار این حالت شده است)
به صورت مجازی، در وضعیت سفت شدن یا بیحرکت شدن در اثر ترس، شوک یا عدم تمایل شدید.
- Er stand wie angewurzelt da, sein Gesichtsausdruck war erstarrt, als hätte er angefroren.او مانند مجسمهای بیحرکت ایستاده بود، حالت چهرهاش یخ زده بود، انگار که میخکوب شده باشد.
- Die Nachricht vom plötzlichen Verlust traf sie so unerwartet, dass sie für einen Moment wie angefroren wirkte.خبر از دست دادن ناگهانی آنقدر غیرمنتظره بود که او برای لحظهای مانند یخزده به نظر میرسید.