anfunkeln

Aussprache: /ˈanˌfʊŋkl̩n/
Wortzerlegung: an·fun·keln
فعل

با چشمانی خیره و پر از خشم به کسی نگریستن، چشم‌غره رفتن

Beispiele

  • Er beugte sich vor und ''funkelte'' sie ''an.او خم شد و با چشمانی پر از خشم به او نگریست.

Bedeutungen

1 Akk.

(کسی را) با نگاهی تند، عصبانی یا خیره نگاه کردن

  • Sie funkelte ihn wütend an, als er zu spät kam.وقتی او دیر آمد، زن با عصبانیت به او خیره شد.
  • Der Chef funkelte den Mitarbeiter wegen des Fehlers an.رئیس به خاطر اشتباه، با نگاهی تند به کارمند نگاه کرد.
2 (intransitiv)

(ستاره، نور) درخشیدن، چشمک زدن (به سمت کسی/چیزی)

  • Die Sterne funkelten uns vom dunklen Himmel an.ستاره‌ها از آسمان تاریک به ما چشمک می‌زدند.
  • Ein kleines Licht funkelte ihn aus der Ferne an.یک نور کوچک از دور به او چشمک می‌زد.