فعل
از طریق بیسیم تماس گرفتن، رادیو کردن
معانی و تعاریف anfunken:
- با رادیو یا بیسیم با کسی تماس گرفتن، خبر دادن یا پیامی ارسال کردن
- (مجازی، عامیانه) به سرعت با کسی تماس گرفتن، به کسی پیام دادن (معمولاً با تلفن یا پیامرسان)
جملات نمونه برای anfunken:
„Ein Alarmknopf am Arm oder an einer Halskette, mit dem Alleinstehende eine Notrufzentrale ''anfunken'' können, kostet rund 20 Euro im Monat.“
یک دکمه هشدار روی بازو یا گردنبند که افراد تنها میتوانند با آن با مرکز تماس اضطراری تماس بگیرند، حدود ۲۰ یورو در ماه هزینه دارد.
Der Pilot funkte den Tower an, um die Landeerlaubnis zu erhalten.
خلبان با برج مراقبت تماس رادیویی گرفت تا اجازه فرود را دریافت کند.
Wir müssen die Zentrale anfunken und um Hilfe bitten.
ما باید با مرکز تماس بگیریم و درخواست کمک کنیم.