فعل
چاق شدن (با غذا خوردن زیاد)، شکم درآوردن
معانی و تعاریف anfuttern:
- (حیوانی را) با غذا دادن زیاد، پروار کردن یا چاق کردن
- (عامیانه، استعاری) خود را با زیاد خوردن چاق کردن، وزن اضافه کردن
جملات نمونه برای anfuttern:
Die Bauern futtern die Schweine vor dem Verkauf an.
کشاورزان خوکها را قبل از فروش پروار میکنند.
Man muss die Gänse gut anfüttern, damit sie viel Fleisch bekommen.
باید غازها را خوب پروار کرد تا گوشت زیادی داشته باشند.
Er hat sich im Urlaub ordentlich angefuttert.
او در تعطیلات حسابی چاق شده است (با زیاد خوردن).