angaffen
زل زدن، خیره شدن (با کنجکاوی یا گستاخی)
Beispiele
- Kein Wunder, dass die nicht zuhören, sondern lieber tanzende brasilianische Frauen ''angaffen.تعجبی ندارد که گوش نمیدهند، بلکه ترجیح میدهند به زنان رقصنده برزیلی «زل بزنند».
Bedeutungen
1
jemanden/etwas angaffen (Akkusativ)
خیره نگاه کردن، زل زدن (معمولاً با تعجب، کنجکاوی یا بیادبی)
- Warum gaffst du mich so an?چرا اینطور به من خیره شدهای؟
- Die Leute gafften den Unfallwagen an.مردم به ماشین تصادفی زل زده بودند.