andrehen
روشن کردن (با پیچاندن)، محکم پیچیدن، قالب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با چرخاندن روشن کردن یا محکم کردن (مثلاً شیر آب، پیچ)
- Kannst du bitte das Wasser andrehen?میتوانی لطفاً آب را باز کنی؟
- Er drehte die Schraube fest an.او پیچ را محکم کرد.
2
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) andrehen
چیزی را به کسی قالب کردن، به زور فروختن یا تحمیل کردن (محاوره)
- Der Verkäufer wollte mir ein teures Zusatzpaket andrehen.فروشنده میخواست یک بسته اضافی گرانقیمت را به من قالب کند.
- Lass dir nichts andrehen, was du nicht brauchst!اجازه نده چیزی را که نیاز نداری به تو قالب کنند!