andrehen

Aussprache: /ˈanˌdreːən/
Wortzerlegung: an·dre·hen
فعل

روشن کردن (با پیچاندن)، محکم پیچیدن، قالب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با چرخاندن روشن کردن یا محکم کردن (مثلاً شیر آب، پیچ)

  • Kannst du bitte das Wasser andrehen?می‌توانی لطفاً آب را باز کنی؟
  • Er drehte die Schraube fest an.او پیچ را محکم کرد.
2 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) andrehen

چیزی را به کسی قالب کردن، به زور فروختن یا تحمیل کردن (محاوره)

  • Der Verkäufer wollte mir ein teures Zusatzpaket andrehen.فروشنده می‌خواست یک بسته اضافی گران‌قیمت را به من قالب کند.
  • Lass dir nichts andrehen, was du nicht brauchst!اجازه نده چیزی را که نیاز نداری به تو قالب کنند!