anfüttern

Aussprache: /ˈanˌfʏtɐn/
Worttrennung: an·füt·tern
فعل

طعمه دادن، ترغیب کردن با امتیازات کوچک

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas anfüttern)

به حیوانات غذا دادن به منظور جلب کردن یا عادت دادن آن‌ها به مکانی خاص (مانند ماهیگیری یا شکار).

  • Die Angler fütterten den Teich an, um mehr Fische anzulocken.ماهیگیران برای جذب ماهی بیشتر، به برکه طعمه دادند.
  • Manche Leute füttern die Tauben in der Stadt an.برخی افراد به کبوترهای شهر غذا می‌دهند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas anfüttern)

به کسی رشوه دادن یا با وعده‌های فریبنده و امتیازات کوچک، او را ترغیب یا متقاعد کردن.

  • Der Politiker versuchte, die Wähler mit kleinen Geschenken anzufüttern.سیاستمدار سعی کرد با هدایای کوچک رأی‌دهندگان را ترغیب کند.
  • Sie wurde mit einem Bonus angefüttert, um die schwierige Aufgabe zu übernehmen.به او پاداشی داده شد تا وظیفه دشوار را بپذیرد.