angefaßten
لمس شده، گرفته شده، شروع شده (صفت نسبی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
مورد تماس فیزیکی قرار گرفته؛ به طور مجازی، مورد توجه یا بررسی قرار گرفته، یا به موضوعی پرداخته شده است.
- Das empfindliche Artefakt durfte nur mit speziellen Handschuhen angefasst werden.اثر باستانی حساس فقط با دستکشهای مخصوص قابل لمس بود.
- Diese komplexe ethische Frage wurde in der Debatte nur oberflächlich angefasst.این مسئله پیچیده اخلاقی در مناظره تنها به صورت سطحی مورد بحث قرار گرفت.