anfangen

Aussprache: /ˈanˌfaŋən/
Wortzerlegung: an·fan·gen
فعل

شروع کردن، آغاز کردن، سر و کار داشتن (با چیزی)

Bedeutungen

1 Intransitiv / Akkusativ / mit + Dativ

کاری، رویدادی یا فعالیتی را آغاز کردن یا شروع شدن

  • Wann fängt der Film im Kino an?فیلم در سینما کی شروع می‌شود؟
  • Ich fange nächste Woche mit dem Deutschkurs an.من هفته آینده کلاس آلمانی را شروع می‌کنم.
2 zu + Infinitiv

شروع به انجام کاری کردن (همراه با مصدر با zu)

  • Plötzlich fing es an zu regnen.ناگهان باران شروع به باریدن کرد.
  • Sie hat vor zwei Jahren angefangen, Klavier zu spielen.او دو سال پیش شروع به نواختن پیانو کرده است.
3 etwas / nichts + mit + Dativ + anfangen können

استفاده کردن از چیزی، با کسی سر و کار داشتن یا از عهده چیزی برآمدن (معمولاً در ساختار etwas/nichts mit jemandem/etwas anfangen können)

  • Ich kann mit diesem Werkzeug leider nichts anfangen.متأسفانه من نمی‌توانم هیچ استفاده‌ای از این ابزار بکنم.
  • Was soll ich mit all der freien Zeit anfangen?با این همه وقت آزاد چه کار باید بکنم؟