anfiepen
با صدای سوتمانند ضعیف صدا دادن، جیغ زدن (برای حیوانات)
Beispiele
- Manchmal kreuzt ein Maulwurf beim Bau seines Tunnels aus Versehen den eines anderen, woraufhin sie einander ''anfiepen'', um nicht ineinanderzulaufen.گاهی یک موش کور هنگام حفر تونل خود به طور تصادفی با تونل دیگری برخورد میکند و در این هنگام برای اینکه به هم برخورد نکنند، به یکدیگر صدای سوتمانند ضعیف میدهند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با صدای نازک و اغلب التماسآمیز (مانند جوجه یا بچه حیوان) کسی را صدا زدن یا برای جلب توجه جیغ زدن.
- Das Küken fiepte seine Mutter an.جوجه مادرش را با صدای نازک صدا زد.
- Mein kleiner Neffe fiept mich immer an, wenn er etwas Süßes will.برادرزاده کوچکم همیشه وقتی شیرینی میخواهد، با صدای نازک مرا صدا میزند.