angefixten

Aussprache: /ˈanɡəfɪkstən/
Wortzerlegung: an·ge·fix·ten
Deklinierte Form

معتاد شده، جذب شده

Bedeutungen

1 Akkusativ

ایجاد وابستگی شدید یا علاقه‌ای وسواس‌گونه به چیزی (مانند یک سرگرمی، ماده یا سبک زندگی)، به طوری که فرد به سختی می‌تواند از آن دست بکشد.

  • Die intensive Beschäftigung mit der Quantenphysik hat ihn derart angefixt, dass er kaum noch Zeit für andere Aktivitäten findet.اشتغال شدید به فیزیک کوانتوم او را به شدت شیفته کرده است، به طوری که او به سختی زمانی برای فعالیت‌های دیگر پیدا می‌کند.
  • Die ständige Verfügbarkeit von sozialen Medien hat viele junge Menschen süchtig nach digitaler Bestätigung angefixt.در دسترس بودن مداوم رسانه‌های اجتماعی بسیاری از جوانان را به تأیید دیجیتال معتاد کرده است.