anflennen

Aussprache: /ˈanˌflɛnən/
Wortzerlegung: an·flen·nen
فعل

با گریه و زاری چیزی را خواستن، التماس کردن

Beispiele

  • Sie ''flennt'' ihren Vater seit Wochen um ein neues Handy ''an.او هفته‌هاست که پدرش را برای یک تلفن همراه جدید با گریه و زاری راضی می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden anflennen)

با صدای بلند و با حالت گله و شکایت گریه کردن، معمولاً به سمت کسی. (غیررسمی و اغلب با بار منفی)

  • Hör auf, mich ständig anzuflennen!بس کن، اینقدر جلوی من گریه و زاری نکن!
  • Das Kind flennte seine Mutter an, weil es kein Eis bekam.کودک به مادرش گریه و زاری می‌کرد چون بستنی نگرفته بود.