anfließen

Aussprache: /ˈanˌfliːsn̩/
Wortzerlegung: an·flie·ßen
فعل

جاری شدن، سرازیر شدن

Beispiele

  • Rasch ''fließt'' die Flut ''an''.سیل به سرعت جاری می‌شود.
  • Eine Leiche ''fließt'' ans Ufer ''an''.جسدی به ساحل سرازیر می‌شود.
  • Der Teich ''fließt an''.برکه پر می‌شود.

Bedeutungen

1 intransitiv

جریان یافتن به سمت چیزی، به چیزی رسیدن (معمولاً آب یا مایعات)

  • Das Wasser fließt an den Strand.آب به سمت ساحل جریان دارد.
  • Der kleine Bach fließt an das Dorf heran.جویبار کوچک به سمت روستا سرازیر می‌شود.
2 intransitiv

به هم پیوستن، جمع شدن (معمولاً پول، کمک‌ها، منابع)

  • Viel Geld ist in die Kasse angeflossen.پول زیادی به صندوق سرازیر شده است.
  • Die Spenden fließen langsam an.کمک‌های مالی به آرامی جمع می‌شوند.