anfressen

Aussprache: /ˈanˌfʁɛsn̩/
Wortzerlegung: an·fres·sen
فعل

نیم‌خور کردن (حیوان)، پوساندن اولیه، عصبانی/ناراحت ساختن

Bedeutungen

1 Akkusativ

قسمتی از چیزی را گاز زدن و آسیب رساندن (توسط حیوان/حشره)

  • Die Mäuse haben das Brot angefressen.موش‌ها نان را نیم‌خور کرده‌اند.
2 Akkusativ

شروع خوردگی شیمیایی یا زنگ‌زدگی در سطح فلزات و مواد

  • Rost hat das Eisentor bereits angefressen.زنگ‌زدگی دروازه آهنی را پوسانده است.
3 Akkusativ / (angefressen sein)

کسی را عصبانی یا کلافه کردن (معمولاً به صورت صفت مفعولی: angefressen sein)

  • Er war wegen der Kritik ziemlich angefressen.او به خاطر انتقادها خیلی عصبانی و کلافه بود.