anfressen
نیمخور کردن (حیوان)، پوساندن اولیه، عصبانی/ناراحت ساختن
Bedeutungen
1
Akkusativ
قسمتی از چیزی را گاز زدن و آسیب رساندن (توسط حیوان/حشره)
- Die Mäuse haben das Brot angefressen.موشها نان را نیمخور کردهاند.
2
Akkusativ
شروع خوردگی شیمیایی یا زنگزدگی در سطح فلزات و مواد
- Rost hat das Eisentor bereits angefressen.زنگزدگی دروازه آهنی را پوسانده است.
3
Akkusativ / (angefressen sein)
کسی را عصبانی یا کلافه کردن (معمولاً به صورت صفت مفعولی: angefressen sein)
- Er war wegen der Kritik ziemlich angefressen.او به خاطر انتقادها خیلی عصبانی و کلافه بود.