angießen
آبیاری کردن (گیاه پس از کاشت)؛ اضافه کردن مایع (به غذا)
Beispiele
- Nachdem ich meine Pflanzen gepflanzt habe, muss ich sie ''angießen''.پس از اینکه گیاهانم را کاشتم، باید آنها را آبیاری کنم.
- 5 Minuten köcheln lassen und dann den Weißwein ''angießen''.۵ دقیقه بجوشانید و سپس شراب سفید را اضافه کنید.
- An dem unteren Rande sind zwei dünne und kurze, kolbenförmige Kreuzarme ''angegossen''.در لبه پایینی دو بازوی صلیبی نازک و کوتاه، شبیه به گرز، ریخته شدهاند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
آب دادن (به گیاه)، آبیاری کردن (معمولاً به مقدار کم یا اولیه پس از کاشت)
- Vergiss nicht, die Blumen regelmäßig anzugießen.فراموش نکن که گلها را مرتب آب بدهی.
- Nach dem Einpflanzen muss man die Setzlinge gut angießen.بعد از کاشتن، باید نهالها را خوب آب داد.
2
Akkusativ (etwas) + mit + Dativ (etwas)
(مایعی را) به چیزی اضافه کردن/ریختن (برای رقیق کردن یا طعم دادن)
- Sie hat die Soße mit etwas Brühe angegossen.او سس را با کمی آبگوشت رقیق کرد/به آن آبگوشت اضافه کرد.
- Man kann den Braten mit Wein angießen, um ihm mehr Geschmack zu verleihen.میتوان برای طعمدار کردن بیشتر، گوشت بریان را با شراب رقیق کرد/به آن شراب اضافه کرد.