angehäuft
انباشتهشده، جمعآوریشده
Bedeutungen
1
مقدار زیادی از چیزی که روی هم جمع شده یا انباشته شده است.
- Auf dem Tisch lag eine angehäufte Menge an Papierkram.مقدار زیادی کاغذبازی روی میز انباشته شده بود.
- Die angehäuften Schulden belasteten ihn sehr.بدهیهای انباشته شده او را به شدت تحت فشار قرار داده بود.
- Wir fanden eine angehäufte Sammlung von alten Büchern im Keller.ما مجموعهای انباشته از کتابهای قدیمی را در زیرزمین پیدا کردیم.