anhören

Aussprache: /ˈanˌhøːʁən/
Worttrennung: an·hö·ren
فعل

گوش دادن (با دقت)، به نظر رسیدن (شنیداری)، پی بردن از صدا

Bedeutungen

1 sich (Dativ) + etwas (Akkusativ) anhören / jemanden (Akkusativ) anhören

با تمرکز به صدا، موسیقی، سخنرانی یا صحبت کسی گوش دادن

  • Ich höre mir gerne Podcasts beim Kochen an.من دوست دارم هنگام آشپزی به پادکست گوش دهم.
  • Wir sollten uns erst seine Erklärung anhören.ما باید اول توضیحات او را بشنویم (به توضیحاتش گوش دهیم).
2 sich + adjektiv / wie + Akkusativ anhören

کیفیت شنیداری داشتن، به نظر رسیدن اثر یا پیشنهاد در گفتگو

  • Das hört sich nach einem guten Plan an.این به نظر طرح خوبی می‌رسد.
  • Deine Stimme hört sich heute sehr heiser an.صدایت امروز خیلی گرفته به نظر می‌رسد.
3 jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) anhören

از نحوه بیان یا لحن صدا به موضوعی (مانند خستگی، لهجه، بیماری) پی بردن

  • Man hört ihm seine Akzent sofort an.از لحن صحبتش فوراً می‌شود به لهجه‌اش پی برد.
  • Ich habe ihr angehört, dass sie sehr müde war.از صدایش فهمیدم که خیلی خسته بود.