Partizip II
قلادهدار شده (سگ)
معانی و تعاریف angehalst:
- صفت مفعولی یا حالت گذشته فعل 'anhalsen'؛ به معنای چیزی که به صورت ناخواسته یا با اصرار به فردی تحمیل شده است.
جملات نمونه برای angehalst:
Die ihm angehalste Bürde war so schwer, dass er kaum noch atmen konnte.
باری که به او تحمیل شده بود، آنقدر سنگین بود که به سختی میتوانست نفس بکشد.
Er fühlte sich von der ihm angehalsten Verantwortung erdrückt.
او احساس میکرد که مسئولیت تحمیل شده بر دوشش او را خفه میکند.