anheften
چسباندن، ضمیمه کردن، سنجاق کردن
Beispiele
- Ein Schütze trägt seine Erfolge auf der Brust. Wer sich welche Orden ''anheften'' darf, ist eine Wissenschaft für sich.یک تیرانداز موفقیتهایش را روی سینهاش میچسباند. اینکه چه مدالهایی را میتوان به خود آویخت، خود علمی است.
Bedeutungen
1
Akkusativ + an + Akkusativ
چسباندن، سنجاق کردن، چیزی را به چیز دیگری وصل کردن
- Sie heftete die Notiz an die Pinnwand.او یادداشت را به تخته اعلانات چسباند.
- Der Lehrer heftete die Zeichnung des Kindes an die Wand.معلم نقاشی کودک را به دیوار سنجاق کرد.
2
Akkusativ + an + Akkusativ
ضمیمه کردن، پیوست کردن (معمولاً اسناد)
- Bitte heften Sie die Anlagen an den Bericht an.لطفاً پیوستها را به گزارش ضمیمه کنید.
- Die Fotos wurden dem Dokument angeheftet.عکسها به سند پیوست شدند.