anheimeln
حس آشنا و دلپذیر دادن، حس خانگی القا کردن
Beispiele
- Erstaunlich, wie einen das Vorvergangene gleich ''anheimelt,'' selbst dort, wo man es nicht einmal mit der eigenen Kindheit verknüpfen kann.شگفتانگیز است که چگونه گذشته بلافاصله به انسان حس آشنا و دلپذیر میدهد، حتی در جایی که نمیتواند آن را با دوران کودکی خود مرتبط کند.
Bedeutungen
1
(sich) / (es)
احساس راحتی و آشنایی دادن، دنج و خودمانی به نظر رسیدن (اغلب به صورت انعکاسی یا غیرشخصی)
- Die alte Hütte heimelte ihn sofort an.کلبه قدیمی فوراً به او احساس راحتی داد.
- Es heimelt hier richtig an.اینجا واقعاً دنج و خودمانی است.