ankippen
کمی کج کردن، متمایل کردن
Beispiele
- Wenn wir das Sofa etwas ''ankippen,'' lässt sich vielleicht der Teppich darunter rausziehen.اگر مبل را کمی کج کنیم، شاید بتوانیم فرش زیر آن را بیرون بکشیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را کمی کج کردن یا به یک سمت متمایل کردن؛ (پنجره را) کمی باز گذاشتن
- Ich habe das Fenster nur angekippt, damit frische Luft hereinkommt.من پنجره را فقط کمی باز گذاشتم تا هوای تازه وارد شود.
- Er hat den Eimer angekippt, um das Wasser auszuschütten.او سطل را کمی کج کرد تا آب را خالی کند.