ankokeln
کمی سوزاندن، خاکستر کردن (به طور سطحی)
Beispiele
- Auch wenn der Partygast mit einem Tischfeuerwerk die Festtafel ''ankokelt'' oder eine Rakete die Blumenkästen auf dem Nachbarbalkon zerstört, zahlt die Haftpflichtversicherung.حتی اگر مهمان مهمانی با آتشبازی رومیزی میز جشن را کمی بسوزاند یا یک موشک گلدانهای گل بالکن همسایه را نابود کند، بیمه مسئولیت خسارت را پرداخت میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به صورت جزئی یا سطحی سوزاندن، معمولاً به صورت تصادفی یا با حرارت کم.
- Er hat sich beim Bügeln das Hemd angekokelt.او هنگام اتو کردن، پیراهنش را کمی سوزاند.
- Die Kerze stand zu nah am Vorhang und hat ihn leicht angekokelt.شمع بیش از حد نزدیک پرده بود و آن را کمی نیمسوز کرد.