anlassen

Aussprache: /ˈanˌlasn̩/
Wortzerlegung: an·las·sen
فعل

روشن کردن (موتور)، روشن/به‌تن گذاشتن، نویدبخش بودن

Bedeutungen

1 Akkusativ

موتور خودرو یا دستگاه صنعتی را به کار انداختن و روشن کردن

  • Er stieg ins Auto und ließ den Motor an.او وارد ماشین شد و موتور را روشن کرد.
  • Lassen Sie die Maschine vorsichtig an!دستگاه را با احتیاط روشن کنید!
2 Akkusativ

لباس، کفش یا عینک را به تن نگه داشتن و درنیاوردن، یا وسایل برقی را روشن رها کردن

  • Du kannst deinen Mantel anlassen, es ist kühl hier.می‌توانی پالتویت را به تن داشته باشی، اینجا خنک است.
  • Lass das Licht im Flur bitte an!لطفاً چراغ راهرو را روشن بگذار!
3 sich + gut / schlecht / positiv + anlassen

به نظر رسیدن روند کار یا پروژه (نویدبخش یا بد پیش رفتن) (انعکاسی)

  • Das neue Projekt lässt sich sehr gut an.پروژه جدید خیلی خوب پیش می‌رود (نویدبخش به نظر می‌رسد).
  • Die Verhandlungen ließen sich anfangs gut an.مذاکرات در ابتدا خوب به نظر می‌رسیدند.