angeln

Aussprache: /ˈaŋl̩n/
Wortzerlegung: an·geln
فعل

ماهیگیری کردن؛ به دست آوردن (به شوخی)

Beispiele

  • Heute gehe ich ''angeln.امروز می‌روم ماهیگیری.
  • Gestern morgen habe ich mir zehn Fische ''geangelt.دیروز صبح ده تا ماهی صید کردم.
  • Jetzt geh' ich mir ein nettes Mädchen ''angeln!حالا می‌روم برای خودم یک دختر خوب تور کنم!

Bedeutungen

1 (intransitiv)

با قلاب و نخ ماهی گرفتن.

  • Wir gehen am Wochenende angeln.ما آخر هفته به ماهیگیری می‌رویم.
  • Er angelt gerne am Fluss.او دوست دارد کنار رودخانه ماهیگیری کند.
2 Akkusativ

چیزی را با دقت و اغلب با استفاده از ابزاری شبیه قلاب از جایی بیرون کشیدن.

  • Er angelte den Schlüssel aus dem Abfluss.او کلید را از فاضلاب بیرون کشید.
  • Sie angelte sich ein gutes Angebot.او یک پیشنهاد خوب گیر آورد.