anmuten
به نظر رسیدن، جلوه کردن، تأثیر گذاشتن
Beispiele
- Es ''mutete an'' wie ein ausgehungertes Raubtier.مانند یک حیوان درنده گرسنه به نظر میرسید.
- Es muß Thomas Mann eigenartig ''angemutet'' haben, sich hier als Vertreter der Zivilisation angegriffen zu sehen.باید برای توماس مان عجیب به نظر رسیده باشد که در اینجا به عنوان نماینده تمدن مورد حمله قرار گیرد.
- Wer mir mehr als dies ''anmuten'' will, spricht mit seinem und meinem Schatten.هر کس که بیش از این از من بخواهد، با سایه خود و من سخن میگوید.
Bedeutungen
1
jemandem + Adjektiv
به نظر رسیدن، جلوه کردن (معمولاً با صفت، برای بیان تأثیر یا برداشت)
- Seine Art mutet mir seltsam an.رفتار او برایم عجیب به نظر میرسد.
- Das Gebäude mutet von außen sehr alt an.ساختمان از بیرون بسیار قدیمی به نظر میرسد.
2
jemandem + etwas (Akkusativ)
(قدیمی یا رسمی) درخواست کردن، تقاضا کردن (چیزی از کسی)
- Er mutete ihr eine schwere Aufgabe an.او یک کار دشوار را از او درخواست کرد.
- Der König mutete seinen Untertanen hohe Steuern an.پادشاه مالیاتهای سنگینی را از رعایای خود درخواست کرد.