anrühren
دست زدن، لمس کردن، تحت تأثیر قرار دادن، مخلوط کردن
Beispiele
- Rühr''' mich nicht ''an!به من دست نزن!
- Seine Geschichte ''rührt'' uns ''an.داستان او ما را تحت تأثیر قرار میدهد.
- Wir müssen den Kleister ''anrühren.ما باید چسب را مخلوط کنیم.
- Schulz spricht so schnell und so viel, dass er seinen Apfelstrudel kaum ''anrührt.شولتز آنقدر سریع و زیاد حرف میزند که به ندرت به اشترودل سیبش دست میزند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با هم زدن مخلوط کردن یا آماده کردن (مانند خمیر، نوشیدنی)
- Sie rührt den Teig für den Kuchen an.او خمیر کیک را هم میزند.
- Bitte rühren Sie das Pulver gut mit Wasser an.لطفاً پودر را خوب با آب مخلوط کنید.
2
Akkusativ
به چیزی دست زدن یا آن را لمس کردن (اغلب در مفهوم منفی یا ممنوعیت)
- Er wagte es nicht, die alte Wunde anzurühren.او جرأت نکرد به زخم قدیمی دست بزند.
- Diese heiklen Themen sollte man besser nicht anrühren.بهتر است به این موضوعات حساس دست نزنیم.